تبلیغات
دروس سال دوم راهنمایی - فارسی
 
دروس سال دوم راهنمایی
وبلاگ كمك درسی ودانلود انیمیشن و....

(  جزوه فارسی ) (آقای نریمانی )

جمله :

یک یا چند کلمه که دارای معنی تمام و کامل برای شنونده باشد ؛ رکن اصلی آن نیز فعل است مثال :

1- هوا سرد است 2- گربه غذا را خوارد

انواع جمله از نظر نوع فعل :

1-جمله ی اسمیّه :

جمله ای که فعل آن ربطی ( اسنادی یا عام ) است

اجزای جمله ی اسمیّه :

نهاد (مسند الیه ) + مسند + فعل ربطی ( اسنادی ) مثال :

1-هوا سرد است 2-اتاق گرم است 

2-جمله ی فعلیّه :

جمله ای که فعل آن خاص باشد

اجزای جمله ی فعلیّه :

1- نهاد ( فاعل ) + مفعول + متمّم + فعل ( خاص ) = متعدّی

2-نهاد (فاعل ) + متمّم + فعل (خاص ) = لازم

فعل خاص :

به جز فعل ربظی همه خاص هستند { خورد ، دید ، نوشت ... }

فعل ربطی :

( اسنادی ) {است ، بود ، شد ، گشت ، گردید } توضیح = فعل ربطی کارش ربط دادن صفت و حالت به نهاد است 

استتثناء فعل ربطی:

1- است ، بود :

اگر به معنی وجود داشتن باشد خاص است مثال : علی در کلاس بود کتاب روی میز است 

2-شد :

اگر به معنی رفتن باشد خاص است مثال : علی به خانه شد  ( در نثر قدیم به کار می رفته است)

3- گشت و گردید :

به معنی چرخیدن باشد خاص است مثال :

علی دور زمین فوتبال گردید 

راه تشخیص مسند:

1- فعل ربطی باشد 2- چطور شد ؟ چگونه شد ؟ را از فعل ربطی می پرسیم جواب مسند است مثال :

هوا سرد است هوا چگونه است ؟ سرد = مسند

راه تشخیص مفعول:

1- را : نشانه مفعول 2- چه چیزی را ؟ چه کسی را ؟ یا جمع این دو را از فعل می پرسیم مثال :

گربه غذا را خورد چه چیزی را خورد ؟ غذا

متمّم :

کلمه ای که بعد از حروف اضافه بیاید

حروف اضافه :

به- از – در – برای – چون – با – بر – بهر- ازبهر – تا –....

استسناء :

چون و تا

اسم :

کلمه ای است که برای انسان ، اشیاء و حیوان به کار می رود

انواع اسم عبارتند از :

 1- ساده :

کلمه ای که یک جزء دارد و قابل تفکیک و بخش پذیر نیست مثل :

خانه                   

2-غیر ساده:

1- مشتق:

کلمه ای که از یک جزء معنی دار و 1یا2 جزء بی معنی (وند) ساخته شده است مثل : دانش - گفتار - عروسک

2- مرّکب :

کلمه ای که از 1یا2یا3 جزء معنی دار ساخته شده است مثل :

کتاب خانه – خطا پوش – آشپز

3- مشتق مرّکب:

کلمه ای که از دو جزء معنی دار و یک جزء معنی ساز ساخته شده است مثل :

دانشجو – حنابندان

تذکّر :

( علامت جمع فارسی – ان – ها و... ) و ( تر- ترین ) و ( {ی} نکره ) جزء وندها و مشتق سازها نیستند

انواع کلمه :

1- اسم 2- فعل 3- ضمیر 4- حرف 5- شبه جمله 6- صفت 7- قید

 آرایه ها:

1- تشخیص ( شخصیّت پذیر ) :

وقتی اعضای بدن انسان و فعل ویا صفت انسانی را به غیر انسان نسبت دهیم آرایه تشخیص یا جان بخشی می گویند مثال :

ابر گریه می کند / آسمان می خندد / گل گفت : / ارغوان جام حقیقی به سمن خواهد داد / پای ارادت / چشم طمع / دست ادب

2- تلمیح :

یعنی اشاره به گوشه چشم و در اصطلاح ادبی یعنی وقتی شاعر و نویسنده برای تأثیر گذاری سخن خود به صورت غیر مستقیم به آیه قرآن و احادیث و داستان های مهمّ تاریخی اشاره کند مثال :

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور / چون خلیل از شعله گل چیدن خوش است / ز گهواره تا گور دانش بجوی / ذات او دروازه شهر علوم / پسر نوح با بدان بنشست

3- تشبیه :

 وقتی چیزی را به چیزی که دارای صفات برتر و ویژه است تشبیه و مانند کنیم آرایه تشبیه گویند ارکان تشبیه : ( مشبّه ، مشبّه به ، ادات تشبیه ، وجه شبه ) مثال :

علی مانند شیر شجاع است

ادات تشبیه : مثل ، مانند ، همچون ، چون ، بسان ، گویی ، اگر فقط  به معنی مثل و مانند باشند تشبیه بلیغ = به تشبیهی که ادات ندارد می گویند مثال :

کتاب آیینه است

اضافه تشبیهی :

به تشبیهی که مشبّه به اوّل می آید گویند مثال :

دروازه ی علوم – چراغ علم – بزرگ راه

4- سجع :

در لغت به معنی آواز کبوتر است ولی در آرایه ادبی به کلامات هم وزن و هم قافیه مثل قافیه در شعر ، که در نثر می آید نثر دارای سجع را نیز نثر مسجّع می گویند مثال :

بازرگانی در جزیره کیش مرا دعوت کرد به خانه خویش

{ شعرها }

1- قطعه :

ابیاتی هم وزن و هم آهنگ را گویند که فقط مصراع های زوج آن هم قافیه است موضوع آن پند و نصیحت و مسائل اخلاقی و اجتماعی است تعداد ابیتش نیز از 5-6 إلی 70-80 بیت است

2- مثنوی :

ابیاتی هم وزن را گویند که مصراع ها آن دو به دو هم قافیه است که به عبارتی هر بیت قافیه جداگانه دارد و موضوع آن داستان و تعداد ابیت آن نیز نامحدود می باشد به خاطر تنوّع قافیه  نام دیگر آن (دو گانی یا مزدوج )است

منظومه :

داستانی که به صورت شعر باشد منظومه نام دارد مثل :

شاهنامه

{ فعل ها }

انواع ماضی ( گذشته )

1- ساده = بن ماضی + شناسه ها {رفتم}

2- استمراری = می + ماضی ساده {می رفتم }

3- نقلی = بن ماضی (صفت مفعولی ) + ام ، ای ، است ، ایم ، اید ، اند {رفته ام}

4- بعید = صفت مفعولی + بود + شناسه ها {رفته بودم}

5- التزامی = صفت مفعولی + باش + شناسه ها {رفته باشم}

6- ملموس = داشت + شناسه ها + ماضی استمراری {داشتم می رفتم}

انواع مضارع ( حال )

1- اخباری = می + بن مضارع + شناسه ها { می روم }

2- التزامی = ب + بن مضارع + شناسه ها { بروم }

3- ملموس = دارد + شناسه ها + مضارع اخباری { دارم می روم }

مستقبل ( آینده ) = خواه + شناسه ها + بن ماضی {خواهم رفت}  

انواع ترکیب = ترکیب اضافی ( مضاف + مضاف الیه ) اسم + اسم =

مثال = کتاب علی _در کلاس _ کتابش

ترکیب وصفی (موصوف + صفت ) اسم + صفت =

مثال = کتاب خوب _ گل سرخ _ مرد نادان

تذکّر = همه رنگ ها صفت هستند . نقش صفت فقط باید به صورت نرکیب وصفی باشد.

مثال = در جمله ی علی کتاب خوب را آورد خوب صفت است امّا در جمله ی کتاب خوب است خوب مسند است .

راه های تشخیص ترکیب اضافی و وصفی =

(1) تر و ترین به کلمه دوّم اضافه کردن .کتاب خوب + تر = کتاب خوب تر

(2) بین دو کلمه بسیار اضافه کردن . کتاب خوب + بسیار = کتاب بسیار خوب

(3) کسره را حذف کرده ، است آخر می آوریم . کتاب خوب + است = کتاب خوب است .

(4) کلمه دوّم را دوبار تکرار کردن . کتاب خوب + خوب = کتاب خوب خوب

(5) به کلامه ی اوّل (ی) اضافه میکنیم . کتاب خوب + ی = کتابی خوب

البتّه باید در هر 5 مورد معنی درستی مشاهده شود .

اضافی مقاوب = ترکیبی است که در آن جای مضاف و مضاف الیه متفاوت ااست .

مثال = کتابخانه _ کاروانسرا  

وصفی مقاوب = مانند بالا فقط با این تفاوت که جای موصوف و صفت عوض میشود .

مثال = پیر مرد _ پیر زن

 

( قصیده )

ابیاتی هم وزن را گویند که مصراع اوّل بیت اوّل با تمام مصراع های زوج هم قافیه است .و موضوع آن مدح ، ستایش ، نکوهش و توصیف طبیعت است . تعداد ابیاتش 15-16 بیت الی 70-80 بیت می باشد . 12-80

ردیف = کلمه ای است که بعد از قافیه عینا تکرار می شود . در بیت زیر بود ردیف است .

تونا بود هر که دانا بود                   ز دانش دل پیر برنا بود

قافیه = دو کلمه هم وزن و هم آهنگ را گویند که در آخر مصراع آمده و یکی دو حرفشان مثل هم است . در بیت بالا دانا و برنا قافیه است .

تذکّر = بودن قافیه در شعر ضروری و مهم است .

جمله (راههای تشخیص جمله ) =

1- به اندازه ی تعداد فعل ها ، جمله داریم .

2- احتمال دارد فعل ها از طریق دو نوع حذف شده باشند .

3- شبه جمله یا ( صوت )

دو نوع حذف فعل عبارتند از :

1- حذف به قرینه لفظی = ای برادر حرم در پیش است و حرامی از پس . در اینجا با توجّه به نوع جمله در آخر یک (است) کم دارد . پس به آن قرینه ی لفظی می گویند .

2- حذف به قرینه ی معنوی = پسرم غذا حاضر است بیا و ..... .در اینجا با توجّه به معنی یک (بخور) کم دارد . به این نوع حذف فعل نیز { حذف به قرینه ی معنوی } می گویند .

شبه جمله = به کلمه ای گفته می شود که از نظر رساندن پیام شبیه جمله است . مانند : آخ – آه – زنهار – سلام – بله – آفرین – وای – ای علی – سعدیا و ... .ودر این نوع هیچ گونه ترتیب اجزای جمله وجود ندارد پس نمی توان گفت جمله فعلیّه است یا اسمیّه .

در ( ای علی ) ای حرف ندا و علی منادا است . پس به آن ( ندا منادا ) می گویند .

صفت نسبی = ( ی ، انه ، ین ) مانند = ایرانی ، پسرانه ، زرّین که در موردش بعدا صحبت میکنیم.

نکته های جالب = بی و با وند هستند و در جمله می توانند نقش حرف اضافه داشته باشند . مانند :

من بی تو غذا نمیخورم . در این جمله بی حرف اضافه و تو نیز متمّم است .

اندن یا اندیدن + فعل لازم یا همان ناگذر = فعل متعدّی یا همان گذرا  (البـتّه در بعضی از موارد )       توضیح بیشتر صفحات بعد  

ادامه مطلب

نویسنده:یوسف رستمی






 
 
بالای صفحه