تبلیغات
دروس سال دوم راهنمایی - زندگی نامه اینترنت
 
دروس سال دوم راهنمایی
وبلاگ كمك درسی ودانلود انیمیشن و....

منبع:پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی را سخون

نویسنده : مهدی صمدی
ناشر : باشگاه اندیشه

هر چند عده‌ای معتقدند تمدن زمانی به دنیا می‌آید رشد می‌كند، قد می‌كشد، به بلوغ می‌رسد و در نهایت می‌میرد لیكن تصور اینكه هیچ تمدنی چیزی از خود برای تمدن‌های آینده به یادگار نمی‌گذارد نمی‌تواند درست باشد واقعیت آن است كه هر تمدن هنگامی كه به بلوغ خود می‌رسد به مسائلی دست پیدا می‌كند كه تاكنون وجود نداشته‌اند. اگر تمدن‌ها را به عنوان یك درخت تناور تصور كنیم تمدن‌های جزء به صورت شاخه‌های مختلف آن تلقی می‌گردند. با این وجود نمی‌توان صحبت از میان رفتن تمدن‌ها را بر زبان آورد بلكه هر تمدن جزء توانسته است مسائلی را به تمدن كلی بسپارد. در یك مسابقه دوچرخه‌سواری پیراهنی وجود دارد به عنوان پیراهن طلایی. این پیراهن در هر مرحله از مسابقه‌های دوچرخه سواران به برنده آن قسمت اعطاء می‌گردد. هر چند برندگان قسمت‌های مختلف متفاوت باشند ولی این دلیل نخواهد بود كه پیراهن طلایی همه مراحل را طی ننموده و به خط پایان نزدیك شود. آنچه مهم می‌باشد این است كه باید امروزه امانتداران جدید این پیراهن طلایی كه چند قرن است آن را بر تن كرده‌اند در نظر داشته باشند كه آنها وامداران تمدن‌های قدیمی تلقی می‌گردند. اعتقاد به اینكه بایستی دولت‌های توسعه‌یافته كنونی به فكر عقب‌مانده‌ها نیز باشند یك تصور جدید نیست زیرا تاریخ نشان داده است كه فاتحان امروز مغلوبان فردا نیز می‌توانند باشند. امروزه تمدن تعریف جدیدی نیز می‌شود. بر این اساس عده‌ای معتقدند امروزه تمدن را می‌توان به عنوان حل و فصل صلح‌جویانه شنیده‌های بشر نیز معنی نمود. اگر بر چنین تعریفی و چنین تلقی معتقد باشیم بایستی پذیرفت كه جامعه اطلاعاتی به عنوان تلالؤ تمدن هزاره سوم بایستی عملكرد خود را از یك شكاف عمیق معرفتی به یك چارچوب حمایتی از گروه كشورهای جنوب تغییر دهد. صحبت از تغییر شكاف دیجیتال به یك فرصت دیجیتال دقیقاً بر همین مبناست. هر چند در ابتدای تأسیس اینترنت ایده توافق جامعه در اداره آن قویاً حمایت می‌شد لیكن عملكرد آن طی 4 دهه فعالیت عمومی اینترنت نشان داده است كه محیط سایبر آنقدرها هم با توافق جامعه جهانی اداره نمی‌شود. اگر بدانیم كه حدود 80 درصد سایت‌های اینترنتی در ایالات متحده حضور دارند و این كشور به تنهایی 35% دسترسی به اینترنت را به خود اختصاص داده است باور خواهیم كرد كه آنقدرها هم مسأله توافق جامعه در اداره اینترنت كاربرد نخواهد داشت.
تا 1990 میلادی
ایجاد فن‌آوری میكروپروسورها و انقلاب كنترل از اوخر قرن 19 باعث شتاب بیشتر فن‌آوری‌های مبتنی بر كنترل گردید. هرچند قبل از آن نیز می‌توان سخن از انقلاب كنترل راند لكن انقلاب اطلاعات به واقع باعث ایجاد دومین انقلاب كنترل گردید. هر چند كلیه سیستم‌ها با مسأله كنترل هماهنگ هستند لیكن هر چه سیستم‌ها به سمت سیستم‌های هوشمند و فراتر از آن سیستم‌های زنده میل پیدا می‌كنند قضیه كنترل در آنها با حالتی پیشرفته‌تر همراه می‌گردد. هر سیستم هدفمند كنترل را در درون خود به همراه دارد و این كنترل به واقع با اطلاعات در ارتباط كامل است. هماهنگ شدن انقلاب كنترل با اطلاعات علاوه بر انقلاب دوم اطلاعات باعث هوشمند شدن سیستم‌های ارتباطی و همچنین تولد اینترنت شد. در سال 1969 بود كه وزارت دفاع ایالات متحده طرح تأسیس آژانس پروژه‌های پیشرفته را ارائه نمود. این طرح كه به آن عنوان آرپانت نیز داد‌ه‌اند ریشه اینترنت را در محیط سایبر كاشت و البته این تولد حالتی صرفاً نظامی داشت. مسأله بعد در سال 1971 اتفاق افتاد و آن دیجیتالی شدن شبكه بود. این مسأله با اختراع زیرتراشه‌ها در این سال امكان‌پذیر شد. وجود آی‌سی‌ها نیز خود حركت نوینی را به دیجیتالیزه شدن شبكه اعطا نمود و جالب‌تر آنكه طبق قانون مور از سال 1965 به بعد هر 2 سال ظرفیت آی‌سی‌ها دوبرابر شده است جالب آنكه هنوز هم این قانون درست و صحیح می‌باشد. کولین كلارك در سال 1940 شاید اولین كسی است كه به جامعه اطلاعاتی به جای جامعه صنعتی اشاره كرده است پس از او نیز افرادی همانند دانیل بل و تافلرها با كتاب‌هایی همانند فراصنعتی و موج سوم به سراغ تحولات جدید به عنوان جامعه اطلاعاتی رفتند. در این میان دانیل بل معتقد بود كه اقتصاد آمریكا از سال 1957 تبدیل به یك اقتصاد اطلاعاتی شده است و این تحول از همان سال‌ها در این اقتصاد قابل مشاهده است. این مسأله باعث شد كه آمریكا از همان زمان فاصله ی قابل توجهی از دیگر كشورها بگیرد و خود را به عنوان تنها قدرت اقتصادی جهان بشناساند. اگر تعداد خطوط تلفن را به عنوان یكی از مبناهای توسعه قلمداد نماییم آماری كه در سال 1988 در این مورد به دست آمده شایان توجه خواهد بود. آفریقا در این سال 8/0 خط تلفن برای هر 100 نفر داشته است حال آنكه كشورهای توسعه‌یافته 78 درصد كل خطوط تلفن جهان را در اختیار داشته‌اند. در این زمان آسیایی‌ها بدون ژاپن و كشورهای جدید صنعتی جنوب شرقی آسیا 9/0 خط تلفن 5 برای هر 100 نفر داشته‌اند ولی وضعیت آمریكای لاتین در مقایسه با آفریقا و آسیا بهتر بوده است زیرا در آنجا 6 خط تلفن برای هر 100 نفر برقرار بوده است. در حال توسعه‌ها به طور مجموع و در سال 1988 با حدود 75 درصد جمعیت جهان تنها 12 درصد كل تعداد خطوط تلفن‌های جهان را در اختیار داشته‌اند. این در حالی است كه اكثر كشورهای صنعتی در همان زمان حداقل 40 خط برای هر 100 نفر داشتند ولی در كشورهای در حال توسعه این میزان 5/1 خط برای هر 100 نفر بود.
دهه 1990 میلادی
در سال 1991 میلادی بود كه بنیاد ملی علوم آمریكا بخش‌های غیرنظامی اینترنت را بر عهده گرفت. پایان جنگ سرد خیال آمریكا را از بابت بلوك شرق آسوده ساخته بود و این مسأله باعث شد تا از كاركردهای نظامی صرف اینترنت دست بردارد و اجازه دهد تا استفاده‌های غیرنظامی و خصوصاً اقتصادی از آن بیشتر شود. همین زمان بود كه انتظارات از تجارت الكترونیك بالا رفت و حتی عده‌ای تخمین زدند كه به زودی 25% یعنی یك چهارم كل تجارت جهانی در محیط الكترونیك به وقوع بپیوندد. این تخمین از مرز 25% نیز فراتر رفت تا انتظارات از اینترنت روز به روز ابعاد گسترده‌تری بیابد تا آنجا كه هم‌اكنون به جای وزارت دفاع وزارت بازرگانی جایگزین شده و به همراه ICANN مدیریت اینترنت را به عهده بگیرند. قدرت اقتصادی جدید كه پس از جنگ سرد ایجاد شده و حتی به آن عنوان پان كاپیتالیسم نیز داده‌اند كاملاً به یك نظام ارتباطات دوربرد و اطلاع‌رسانی جهانی وابسته شده است. اینترنت كه انتظار می‌رفت در ابتدا ابعاد صرفاً اقتصادی بیابد روز به روز انتظارت را بالاتر برد و این در حالی بود كه هنوز دو سوم خانواده‌های جهان حتی یك خط تلفن در اختیار نداشتند. در همین زمان اروپا خط تلفن سیار و اینترنت را به عنوان مبنای پیشرفت تلقی می‌نمود. عقب‌ماندگی كشورهای جنوب به حدی بود كه استانداردهای مورنظر كمیسیون ماتیلانر بیست سال پس از توصیه آنها كاهش پیدا كرد زیرا جهان نتوانسته بود آن استانداردها را به دست آورد. در سال 1994 بود كه با برگزاری نخستین كنفرانس جهانی توسعه ارتباطات دور پایین‌تر آمد. زمانی كه ایالات متحده شدیداً در تلاش بود تا الكترونیك را در اعماق بازارهای خود جاسازی كند در آفریقا 29 كشور از 47 كشور آن در زمره كشورهای با كمترین توسعه به شمار می‌رفتند. از همین رو بود كه رفته رفته جهان با شكاف عمیقی از ثروت مواجه شد لیكن اطلاع از این شكاف زمانی حاصل گردید كه دره‌ای عمیق به وجود آمده بود و علت آن دیجیتالیزه شدن عمیق این كشورها به شمار می‌رفت. مسأله تا بدانجا پیش رفت كه در اجلاس بوینس آیرس ITV طی یك گزارش كه به عنوان گزارش توسعه جهانی ارتباطات دور منتشر شد اعلام گردید برای رسیدن به توسعه در فاصله 1994 تا 2000 مبلغ 250 میلیارد دلار نیاز است. اینها همه نشان‌دهنده فاصله‌ای عمیق بود كه هر چند لحظه به لحظه عمیق‌تر نیز می‌شد لیكن كسی به آن توجه نداشت و این مسأله قربانیان این شكاف را بیشتر و بیشتر می‌نمود. در همین برهه بود كه سازمان‌های تخصصی، دانشمندان و دولت‌ها رفته رفته متوجه مسأله شدند و دریافتند كه این بار اگر به موقع حركت نكنند دیگر هیچ وقت نخواهند توانست به گرد كشورهای توسعه‌یافته برسند. البته كشورهای توسعه‌یافته نیز كمی ترسیده بودند زیرا فاصله ی دیگر از حدود مجاز آن خارج شده بود علاوه بر آن بازارهای جدید نیاز به مشتریان جدید داشت حال آنكه بازار غرب دیگر در حال اشباع شدن بود از همین رو آنها نیز حاضر بودند كه كشورهای عقب‌مانده كمی تا قسمتی از خواب زمستانی خود بیدار شوند هر چند آنها از این مسأله نیز اكراه داشتند.
بعد از سال 2000
در آغاز قرن 21 یعنی درست زمانی كه MIT در سال 2002 اولین سری تحقیق‌های دقیق درباره سیاست‌گذاری نام‌گذاری Domainهای اینترنتی را ارائه می‌كرد. شماره خطوط تلفن كل آفریقا حتی به تعداد خطوط تلفن مستقر در شهر توكیو نیز نمی‌رسید ولی در آن سوی جهان دیگر ICANN به قطب اصلی اینترنت بدل شده بود و در سوی دیگر گزارش جدیدی به همان سبك و سیاق گزارش ماتیلانر سعی داشت حلقه گمشده جدیدی را به نمایش گذارد. وقتی ITV بیست سال پس از گزارش كمیسیون ماتیلانر تصمیم گرفت یك بار دیگر به بررسی ارتباطات دور بپردازد تیمی را تشكیل داد ولی این تیم در همان ابتدا متوجه شد كه مسأله با شمارش تلفن‌های كشورهای در حال توسعه به جایی نخواهد رسید. از همین رو آنها راه خود را كج كرده و یك بار دیگر همانند مایتلانر یك حلقه گمشده جدید را معرفی كردند. جالب آنكه هنوز حلقه گمشده قبلی پیدا نشده بود كه دنیا متوجه این گمشده جدید شد.
كشورهای تکاپو افتادند و بالاخره تصمیم بر این شد تا سران آنها دور هم جمع شوند ولی آمریكا و همچنین مدیران ظاهری اینترنت در ICANN هنوز مخالف این تحركات بودند. سمینارهای منطقه‌ای برگزار شد و همه آماده كنفرانس سران در ژنو شدند. پس از ژنو نیز سمینارها ادامه دارد از آنجمله تاكنون دو سمینار میان منطقه‌ای آسیای مركزی و غربی در ایران برگزار شده ولی همچنان كشورها آماده می‌شوند تا این بار تیر خلاص را در تونس بزنند.
و هم اكنون
یك سؤال اساسی وجود دارد و آن اینكه واقعاً چگونه جهان مجازی توسط كمیته‌های كوچك تخصصی كه با محققان در ارتباط است اداره می‌شود این موضوع مسأله‌ای است كه هر چند از نظر گروه كشورهای جنوب غیرممكن نیز تلقی شود لیكن هم‌اكنون در جریان است. اینك چهار دیدگاه برای اداره اینترنت وجود دارد. یك گروه معتقد به ارزش تمركززدایی هستند. اینها محققین و مدیران فعلی اینترنت می‌باشند. گروه دوم معتقد به آنارشیست و بی‌قانونی و بی‌دولتی است. اینها آمال خود را مبنی بر عدم وجود هیچ نیرویی در فوق سر خود در محیط مجازی یافته‌اند.
گروه سوم معتقد به كثرت‌گرایی است و بالاخره گروه چهارم دموكراسی را در محیط اینترنت دنبال می‌كند. بسیاری در حال برنامه‌ریزی برای آینده اینترنت هستند و هر كس از دریچه نگاه خویش به آینده اینترنت چشم دوخته است. بعضی‌ها منتظر شكست آن هستند لیكن بسیاری نیز امیدهای فراوانی به آن دارند. طرح‌های بلند مدت و كلان برای اینترنت نیز تاكنون بارها تجربه شده‌اند و از آن جمله طرح جدید حاكمیت بر اینترنت می‌باشد ولی تجربه نشان داده است كه تاكنون این خود اینترنت بوده است كه راه خود را انتخاب نموده است و برعكس تمام این طرح‌ها به هر سمتی كه خود میل نموده باشد حركت كرده است. اینكه آینده اینترنت را بتوان پیشگویی كرد نیز یك مسأله بغرنج و تقریباً غیرممكن به نظر می‌رسد و به قبول برخی محققین تنها مسأله محرز درباره آینده اینترنت، غیرقابل پیش‌بینی بودن آن است.

شبیه‌یابی برای اینترنت


بشر ابزارهایی را كه به دست خویش ساخته است در اختیار دارد و از آنها نیز بهره‌ی كافی می‌برد. او از آنچه اختراع یا كشف می‌كند تا سر حد امكان بهره‌كشی می‌كند و این مغایرتی با تفكرات اسلامی نیز ندارد. زیرا خداوند فرموده است كه همه اینها را برای تسخیر توسط انسان آفریده است.
امروزه تخیلات بشر، گاه در فیلم‌های سینمایی دنیایی را به تصویر می‌كشد كه در آن همه چیز از دست انسان خارج شده و در دست قدرت تكنولوژی قرار گرفته است. انسان در اختیار ربات‌ها و فن آوری‌های پیشرفته خلق شده توسط او گرفتار آمده و برای خلاصی از آنچه خود ایجاد كرده است دست و پا می‌زند.
هر چند این مسأله به یك تخیل و كابوس می‌ماند و بیشتر در فیلم‌های سینمایی بایستی به دنبال آن بود ولی آن طور كه پیش خواهد رفت وقوع حوادثی چنین، غیرقابل تصور نخواهد بود. امروزه به نقطه‌ای رسیده‌ایم كه بشر از ـ در اختیار داشتن ـ تكنولوژی به ـ در اختیار آنها ـ بودن نزدیك می‌شود و این لزوم بازنگری را در علوم جدید بیشتر می‌نمایاند.
فضای الكترونیكی (Cyberspaces) یكی از این مجموعه‌ها است. اینترنت به عنوان یك دنیای جدید و محیطی گسترده فضایی را خلق كرده است كه وسعت آن با كره خاكی برابری می‌كند. فضایی بسیار گسترده كه حتی می‌توان آن را دنیایی جدید خواند، دنیایی كه بشر موفق به خلق آن شده است. این دنیای مجازی رفته رفته جای پای خود را آشكارتر و عرصه را بر رقبای خویش تنگ‌تر می‌كند. عالمی كه ویژگی‌هایی دارد كه در دنیای واقعی نیز به چشم نمی‌خورد.
سرعت، یكی از مؤلفه‌های این دنیای جدید است. توانایی این مؤلفه آنقدر آشكار است كه به هیچ وجه نمی‌توان آن را كتمان كرد یا از آن چشم پوشید. كارایی نیز در دامن اینترنت به توان‌های بالا می‌رسد. سرعت بالا و كارایی قابل توجه در كنار هم سبب شده است كه بشر سعی كند تا همه وظایفش را به دنیای جدید دیجیتال محول كند تا هم با سرعت بالا و هم كارایی مناسب وظایف خود را به بهترین نحو ممكن به انجام برساند. آنچه در كنار این دو مؤلفه سبب قابل توجه‌تر شدن فضای مجازی می‌شود هزینه‌های كاهش‌یافته آن است. برعكس محیط واقعی در فضای مجازی وقتی كارها سریع‌تر انجام می‌شود هزینه‌ها بالا نخواهد رفت. هر چند نامه‌ها در زمانی باورنكردنی به مقصد می‌رسند و دستورها به موقع اجرا می‌گردند ولی هزینه‌ها كاهش غیرقابل تصوری داشته‌اند.
با وجود همه‌ی این موارد برخی مسائل نیز هست كه بدون دقت در آنها كام شیرین بشر هنوز تلخ مانده است. بشر هنوز دانش و فرهنگ استفاده از اینترنت را به خوبی فرانگرفته است و حتی نتوانسته است فرهنگ‌نامه‌ای مناسب برای آن بنویسد. دلیل این امر نه فقط عقب ماندن دانشنامه‌نویسان از كاشفان اینترنت، بلكه ذات فن‌آوری وب و ویژگی‌های آن است.
پیشرفت فوق‌العاده اینترنت موقعیت‌های فراوانی ایجاد كرده است تا نقص امنیت سهل‌تر گردد. اتوبان وب جاده‌ای است كه امكان استفاده از سرعت بالا را فراهم آورده است حال آنكه سارقان سوار ماشین‌های ماورای طبیعی شده‌اند و پلیس‌ها همچنان با همان ابزار قدیمی می‌خواهند جلوی آنها را بگیرند. از همین رو است كه بشر هم‌اكنون بیشتر به فكر جلوگیری است. او در حال حاضر پیشگیری را تنها راه حل می‌داند چون معتقد است درمان هنوز یافت نشده است ولی آیا چنین نیز خواهد ماند؟
مدتی پیش در جریان برگزاری سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی (WSIS)، سران حاضر مسوولیتی را به دبیر كل سازمان ملل متحد سپردند. طبق این وظیفه دبیر كل موظف شد یك گروه كاری تشكیل دهد و به وسیله آن به این پرسش پاسخ گوید كه آیا می‌توان بر اینترنت حاكم شد؟
این گروه، به گروه كاری درباره حاكمیت بر اینترنت، معروف شد. كوفی عنان دبیر كل سازمان ملل متحد، ماركوس كومر سوئیسی را به ریاست آن برگزید تا تحقیق نماید چه كسی بایستی قانونگذاری و نظم‌بخشی به محیط مجازی را بر عهده بگیرد؟ همانقدر كه موضوع WSIS جذاب بود، وظایف این گروه نیز از جذابیت برخوردار است. تشكیل این گروه نشانگر این واقعیت است كه نه تنها كشورهای توسعه‌نیافته و در حال توسعه، بلكه مابقی كشورها نیز در صدد یافتن پاسخی در خور به این پرسش بنیادین هستند، زیرا آنها واقعاً هنوز به یك اجماع در رویه‌های خود دست نیافته‌اند.
دولت‌ها در برابر تعریف حریم خصوصی در اینترنت یا حمایت از مصرف‌كننده‌ها یا محدود كردن هرزنامه‌ها و یا نام‌گذاری دامنه‌های اینترنتی، اختلاف‌نظرهای عمیق دارند. در عین حال واقفند كه به تنهایی قادر نخواهند بود تا نتیجه عملی به دست آورند زیرا به خوبی می‌دانند كه بین‌المللی بودن، ذاتی اینترنت است و بدون توجه به این خصلت بنیادین، هر تصمیمی بی‌نتیجه خواهد ماند.
هر چند همه كشورها می‌دانند كه بایستی در این راه همكاری شود ولی عطش دولت‌های در حال توسعه بیشتر است. آنها طبق رویه معمول خود خواهان نقش‌آفرینی بیشتر سازمان ملل هستند. اكثریت غالب دولت‌های در حال توسعه در قالب این سازمان فرصت می‌یابند تا هر آنچه خواسته آنها باشد تصویب كنند و تمام ملل را به اطاعت از آن وادارند. اما دولت‌های شمال نیز كه بیشترین نقش را در ایجاد و استفاده از اینترنت داشته‌اند با این روش مخالفند. مخالفت آنها بیشتر از آنكه در جهت معاندت با سازمان ملل باشد در مقابل این سوءاستفاده‌ها از در اكثریت بودن دولت‌های در حال توسعه است.
به هر حال این گروه كاری دستور تشكیل را از دبیر كل گرفته است. ماركوس كومر سرپرست این گروه كاری در مصاحبه با یك نشریه الكترونیكی سوئیسی اعلام كرد كه تا پایان ژوئیه (تیرماه)، این گروه شروع به كار خواهد كرد. به عبارتی هنوز در مرحله تشكیل قرار دارد و تا آغاز به كار آن نیز مدتی به طول خواهد انجامید.
میدان عمل گروه توسط دبیر كل یا اجلاس wsis مشخص نشده است و این مهم بر عهده خود گروه كاری گذاشته شده است تا آنها با بررسی‌های كارشناسانه وسعت كار خود را تشریح نمایند. ماركوس كومرمعتقد است كه وظیفه این گروه تنها دست‌یافتن به یك تعریف است. از نظر وی این گروه می‌خواهد به تعریفی برسد كه حاكمیت بر اینترنت یعنی چه؟ هر چند قرار است یك سری توصیه‌ها نیز به اجلاس آینده سران جامعه اطلاعاتی در تونس (2005) ارائه شود.
اینترنت تاكنون مرجعی عام ندارد و كسی تا به حال نتوانسته است كه خود را مالك فضای مجازی معرفی نماید. در فضای الكترونیكی، برعكس بورس، اطلاق كنترل، طراحی نشده است و همین مسأله چنانچه اشاره شد زیان‌های متعددی را در پی داشته است. سایت‌های غیرواقعی و بحث‌های امنیت شبكه و مواردی از این دست در این قالب شناسایی می‌شود. به نظر ما برای یافتن پاسخ به این مشكلات بایستی یك قدم به عقب گذاشت و سوال را ابتدا كلی‌تر و پردامنه‌تر مطرح نمود. به عنوان مثال می‌توان این طور مطرح نمود كه آیا صحبت از كنترل اینترنت می‌تواند قابل تصور باشد؟
پاسخ به این سوال هر چه كه باشد بایستی بسیار دقیق و با در نظر گرفتن همه خصوصیات فضای مجازی تهیه شود. خصوصیاتی همچون سرعت در اینترنت و یا امكان سوءاستفاده از آن و مواردی از این دست. قصد ما كنكاش درباره پاسخ به این سوال نیست زیرا گروه كاری درباره حاكمیت بر اینترنت، قرار است طی یك سال و اندی فعالیت به آن پاسخ گویند. ما قصد داریم با یك نظر حقوقی به قضیه نگریسته و پاسخ‌هایی را كه ممكن است به این پرسش داده شود با مسائلی كه خواهیم آورد آشنا سازیم.
تجربه نشان می‌دهد كه در برخی عرصه‌ها می‌توان اقداماتی برای قانونمند كردن اینترنت به عمل آورد. یكی از این زمینه‌ها، نامگذاری دامنه‌های اینترنتی است. در اواخر قرن گذشته میلادی مؤسسه‌ای در آمریكا با عنوان NSI تنها مرجع به این مسأله به شمار می‌آمد. ولی در آغاز قرن جدید یك سازمان غیردولتی به ICANN به صورت كارتلی برای ثبت و نامگذاری این دامنه‌ها درآمده است.
هرچند این سازمان‌ها قواعد اندكی دارند اما توانسته‌اند یك قانونگذاری نسبی را به انجام برسانند و شرایطی را برای ثبت نام به وجود آورند. شرایطی مثل وجود منافع مشروع نسبت به عنوانی كه برای ثبت معرفی شده است و بی‌سابقه بدان عنوان معرفی شده.
گروه كاری مذكور نیز یكی از دغدغه‌های خود را در مذاكره با همین سازمان عنوان كرده است و از هم‌اكنون كه شروع به كار نكرده به دنبال همین مسأله است. وظیفه ICANN در مدار حوزه‌های ژنریك سطح بالاست. در توضیح باید گفت دو نوع حوزه در اینترنت قابل شناسایی است، یكی بین‌الملل ـ حوزه ژنریك با سطح بالا ـ و دوم ملی ـ حوزه كدهای كشورهای اینترنت. حوزه ژنریك با سطح بالا نشان می‌دهد كه آن سایت در سطح بین‌الملل حضور دارد و با نشانه‌هایی چون com –.org –.net. قابل شناسایی است. به هر حال مواجهه این شركت با گروه كاری wsis می‌تواند كشمكش‌های جالب حقوقی را در پی داشته باشد.
اینترنت فضایی الكترونیكی است. فضایی غیرواقعی كه با توجه به توانایی‌های فناوری پیشرفته الكترونیك قابل حصول گردیده است. دنیایی نه به واقعیت عالم خارج بلكه چیزی شبیه آن. در این دنیای جدید هم جرم وجود دارد و هم عمل غیرمجرمانه و به تبع آن این تصور كه باید مجازات نیز وجود داشته باشد خارج از تصور نخواهد بود ولی اینكه آیا می‌توان حاكمیت بر اینترنت را با حاكمیت بر جهان واقعی مقایسه كرد بحث دشواری است. در عالم واقع تاكنون هیچ كس نتوانسته است امپراطوری عام بر جهان مستولی كند. همه آنهایی كه قصد حاكمیت بر عالم را داشته‌اند با شكست‌های سنگین مواجه شده‌اند. این واقعیت را تاریخ به خوبی نشان می‌دهد. هر چند همه ادیان عام و حتی همه تفكرات، از كمونیسم گرفته تا لیبرال دموكراسی معتقدند كه روزی جهانشمول خواهند شد. ولی تاریخ تاكنون به كسی اجازه‌ی چنین تسلطی نداده است.
این واقعیت تا آنجا پیش رفت كه حاكمان كشورها را به رضایت دادن حكومت در كشورهای خود واداشت. در عین حال آنها می‌دانستند كه بدون وجود قواعدی در عرصه جهانی نخواهند توانست در همان قطعه سرزمین نیز حكومتی آرام داشته باشند. از همین رو اكثراً حكومت جهانی را به فراموشی سپرده و حكومت بین‌المللی یا حقوق بین‌الملل را شناسایی كردند.
عرصه حقوق بین‌الملل همانقدر كه قواعد سخت دوره‌ی تاریكی را تحمل ننمود، وضعیت آنارشی را نیز پس خواهد زد. حقوق بین‌الملل قصد دارد با پیوند زدن عقاید ناسیونالیسم و اینترناسیونالیسم با یك واقع‌بینی، به حقوق از یك سو و محیط بین‌المللی از سوی دیگر توجه كند ولی یك واقعیت باعث همه این تحولات شد. حقوق بین‌الملل از زمانی متحول شد كه به واقعیت‌های جامعه بین‌الملل وقوف یافت و آن زمانی بود كه عرصه داخلی و بین‌المللی را از هم تفكیك كرد و قواعد جداگانه‌ای را برای آنها وضع نمود.
وقتی حقوقدانان و حاكمان پی بردند كه در محیط بین‌الملل بایستی به حداقل‌ها نیز قانع بود و به جای استیلا و حكومت، به فكر امنیت و همكاری بود تحول در این حقوق آغاز گردید.
واقعیت آن است كه اكثر مشكلاتی كه در عالم واقع وجود دارد در محیط اینترنت نیز امكان بروز دارد. جرایم اینترنتی یا رایانه‌ای خود ناشی از همین است. هر چند برخورد با جرایم رایانه‌ای نیز به اجبار تقسیم‌بندی داخلی و بین‌المللی شده اما محیط بین‌المللی اینترنت دست‌یافتنی‌تر از محیط بین‌المللی عالم واقعی است. در جهان طبیعی به راحتی می‌توان مرزهای سیاسی را اعمال نمود و با این وصف از بسیاری جرایم سازمان یافته بین‌المللی جلوگیری كرد. ولی اعمال چنین مرزبندی‌هایی در عالم اینترنت بسیار مشكل یا حتی محال است. از این رو شاید جرم‌های متعددی باشند كه بدون وجود قواعد فرامرزی نتوان عقوبت مناسبی را برای آنها در نظرگرفت.
برای برپایی مجازات نیز قواعد جزایی لازم است. زیرا بدون وجود قانون سابق نمی‌توان عمل خلافی را مورد مجازات قرار داد. این همان قاعده جزایی قانونی بودن جرم و مجازات است. از این رو است كه لزوم هماهنگی بین‌المللی به چشم خورد ولی یك نكته را نباید از نظر دور داشت. تا زمانی كه فضای مجازی را با دیدی بین‌المللی بنگریم و همان بلوغی را كه در حقوق بین‌الملل بدان دست یافتیم به دست نیاوریم امكان دست‌یابی به یك اجماع جهانی مشكل خواهد بود، تحولی كه بر پایه چند اصل استوار است، الف) همكاری به جای استیلا، ب) راضی بودن به حداقل برای از دست ندادن تمام موقعیت‌ها ج) جمع كردن دو حس ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم د) جدا نمودن دو عرصه داخلی و بین‌المللی در مواجهه با مسائل مطرح شده.
نهایتاً بایستی به این مسأله نیز اشاره نمود كه اگر بشر بخواهد تصور كند كه چون اینترنت ساخته دست خود و محصول تلاش فكری اوست پس با محیط واقعی بین‌المللی متفاوت است و بایستی آن را تحت سلطه خویش فراگیرد. مطمئناً تلاش‌هایی همچون تلاش گروه كاری درباره حاكمیت بر اینترنت مثمر ثمر نخواهد بود زیرا بشر بایستی بپذیرد كه محیطی ایجاد كرده است كه برعكس دیگر اختراعات او از تسلط و استیلایش خارج شده و نیازمند یك همكاری جهانی برای كنترل آن است.

اینترنت 2


واقعیت آن است که اینترنت هم اکنون دهه چهارم زندگی خویش را سپری می کند و به عبارت دقیقتر حدود 36 سال سن دارد. تاکنون اینترنت مراحل بسیار پرپیچ و خمی را پشت سر گذاشته و مدارج مهمی طی کرده است. هرچند عده ای معتقدند راه برای پیشرفت آن بسیار است و راه نرفته آن بسیار بیشتر از مسیری است که پیموده شده است.
سوال مهمی در اینجا پیش می آید و آن اینکه چرا دولت ها تاکنون به این مسئله فکر نکرده بودند که مدیریت آنرا به یک نهاد بین المللی بسپارند. عملکرد کنونی مدیریت اینترنتی گونه ای است که این مسئله بیشتر به NGOها سپرده شده و دولت ها کمترین تأثیر ممکن را در این پروسه ایفا می کنند. عملکرد موفق اینترنت، لحظه به لحظه باعث جلب بیشتر توجه ها نسبت به آن شد و هم اکنون شبکه جهانی وب جایگاه فوق العاده ای را در زندگی بشریت به خود اختصاص داده است. اگر وضعیت مقدماتی آن که حدوده 50 سال پیش طی کرده و در آن دوره تنها به عنوان مرکز اطلاع رسانی امنیتی نیروهای نظامی ایالات متحده بوده است را با دوره کنونی مقایسه نماییم مشخص خواهد شد که جایگاه آن تا چه اندازه متحول شده است. اینترنت در گام دوم، خود را به عنوان مرکز اصولی و اساسی تجارت در جهان آینده معرفی نمود و در این دیدگاه بسیاری به آن باد یده بورس جدید نگاه می‌كردند. ولی به زودی این دیدگاه نیز متحول شد. هم‌اكنون بسیاری از عملکردهای مهم جهانی و حتی دولتی به این شبكه سپرده شده است، دولت الكترونیك یكی از شاخه‌های اینترنت به شمار می‌رود كه در آن دولت ها سعی می کنند لحظه به لحظه خدمات بیشتری را از طریق اینترنت به دسترس عموم برسانند.
وقتی در سال 2000 میلادی میزان کاربران اینترنت چیزی حدود 240 میلیون نفر برآورد شد همگان به انقلاب جدیدی در عرصه اطلاعات ایمان آورده بودند لیکن 5 سال بعد از آن این آمار با یک جهش فوق العاده روبرو شده است. طبق آمارها هم اکنون حدود 850 میلیون کاربر در سراسر جهان به اینترنت دسترسی دارند. این آمار و ارقام شاید 40 سال پیش حتی در تخیل هیچ یک از موسسان اینترنت نیز نمی گنجید زیرا آن زمان رقم مذکور یک سوم کل مردم جهان بود.

شوک اول


سرعت عمل فوق العاده اینترنت رفته رفته دولت ها را بر آن داشت تا خدمات رسانی خود را به اینترنت بسپارند. هرچند این اعتمادسازی، سال ها با کندی پیش می رفت لیکن بالاخره دولت ها راضی شدند مردمان و اتباع خود را به این وسیله با سرعت بیشتری از خدمات خود بهره مند گردانند. بحث دولت الکترونیک از یک سو و آموزش الکترونیک از سوی دیگر محمل هایی بود که دولت ها با استفاده از آن توانستند عطش مردم تشنه خدمات را بیش از گذشته سیراب سازند.
اینترنت به مردم امیدواری‌های بسیاری می داد مردمی که اطلاعات بیشتری نسبت به وب پیدا می‌کردند متوجه می شدند که تا چه اندازه کارها به وسیله آن راحت تر خواهد گردید. اینترنت با این اوصاف نویدبخش یک رفاه و آسایش قابل دسترس گردید و هرچه این اطلاعات درباره توانایی جدید بشریت بالا می رفت درخواست ها برای استفاده از آن بیشتر می شد. دولت ها نیز در قبال این مسئله واكنش منفی نشان ندادند. علی‌الخصوص كشورهای توسعه یافته سعی كردند با مجهز شدن به فناوری جدید مسائل مهم و روزمره خود را به آن بسپارند. بسیاری از بانک ها، شرکت های هوایی، کارخانه ها و دیگر بنگاه ها و موسسه های دولتی و غیردولتی رفته رفته به مشتریان پروپا قرص اینترنت بدل شده بودند. با این اوصاف بود که اینترنت، چنانچه تافلر پیش بینی کرده بود، بشریت را برای گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی آماده ساخت. این جامعه برعکس نوع ماقبل خود بجای تکیه بر تعداد کثیر کارگر و یا دستگاه های حجیم، به یکسری توانایی اطلاعاتی و یا دانایی استوار بود. در این جامعه آنچه مهم بود عبارت بود از بصیرت و دانایی.

شوک دوم


سرعت فوق العاده بالا، کارایی اعجاب انگیز و در عین حال هزینه های به مراتب کمتر، هر کسی را وسوسه خواهد کرد. این مسئله از دید بسیاری از کسانی که به دنبال مسائل ضداخلاقی بودند نیز پنهان نماند. بزودی محیط اینترنت که به شدت ادعای آزادی اطلاعات را پرورش می داد مورد توجه این گروه ها قرار گرفت. موسیقی، فیلم و تصاویری که در دامن فرهنگ مبتذل غرب بسط و گسترش یافته بود به زودی وارد اینترنت شد ولی دولت های مختلف در قبال این قضیه موضع گیری های متفاوتی داشتند. هر چند هیچ کشور در تمام جهان نسبت به این قبیل رفتارها آسودگی خاطر نداشت لیکن برعکس کشورهای شرقی، دول غربی واکنش های ملایم تری نسبت به این رویکرد از خود بروز دادند. مجله Web ایالات متحده پس از یک تحقیق علمی اعلام کرد کلمه SEX محبوب ترین کلمه در بین کاربران اینترنت به شمار می رود که بطور معمول هر یک ماه 5 میلیون بار در موتورهای جستجو تایپ می شود. این آمار نشان می دهد که چه تعداد از کاربران اینترنت در میان تصاویر مستهجن و گمراه کننده اینترنت دست و پا می زنند. این مسئله مهم ترین موردی بود که بخاطر آن کشورهای در حال توسعه گرایش کمتری به سمت اینترنت و مدیریت آن نشان می دهند. از آنجا که اینترنت به عنوان یک عنصر ضد فرهنگی شناخته شده بود. هیچ مداخله دولتی نیز برای قانونگذاری برای آن ایجاد نشد و دولت ها نسبت به آن با سردی برخورد می کردند. این مسئله هرچند برای دولت های در حال توسعه مهم بود لیکن توجه فوق العاده دول توسعه یافته از یکسو و شرکت های تأثیرگذار غیردولتی از سوی دیگر باعث شد که دولت ها نتوانند اینترنت را بطور کامل بفراموشی بسپارند. به عنوان مثال وقتی اکثر نقل و انتقال های پولی و مالی در اینترنت صورت می گرفت آیا ممکن بود که از آن چشم پوشی کرد؟

شوک سوم


پروفسور کلینروک در دانشگاه اوکلاهاما معتقد است اینترنت برای اینکه به حد بلوغ خود برسد راهی بسیار طولانی در پیش دارد. این مسئله بخوبی مشخص می کند که هنوز بزرگترین دانشمندان این عرصه نیز به تمامی زمینه های اینترنت واقف نشده اند. هر کسی که در پی علوم مربوط به وب تلاش می کند به چشمه هایی از این پهنه گسترده دست می یابد. از جمله افرادی که تلاش گسترده ای برای شناسایی محیط وب انجام داده اند انسان های ناسالمی هستند که همه جا حتی در محیط وب به دنبال انجام اعمال خلاف می باشند. این افراد با شناسایی نقاط ضعف و قوت اینترنت و کاربران همواره سعی کرده اند آرامش را از کاربران بگیرند و محیطی ناسالم و خطرناک از آن به نمایش بگذارند. برای مثال در سال 1989 دادگستری آلمان شاهد یکی از ابتدایی ترین سوءاستفاده ها از اینترنت بود. چند آلمانی متهم بودند که با نفوذ به شبکه های اینترنتی غربی ها اخبار و اطلاعات سری را جمع آوری کرده و به سرویس های اطلاعاتی شوروی KGB می فروشند. هرچند در آن دوره نفوذهای اینچنینی حالتی متداول نداشت ولی امروزه سلب آرامش از کاربران به یک مسئله عادی تبدیل شده است. به عنوان مثال در یک تحقیق مشخص شد در هر رایانه به طور متوسط سه نرم افزار جاسوسی نفوذ کرده است. کاربران به طور عادی پیام های مختلفی از قبیل ـ یک دقیقه تا Shut down شدن ـ یا ویروس های معروفی چون I Love you را بارها و بارها تجربه کرده اند. انتشار و حتی ارسال ویروس ها در دوره حاضر به یک مسئله عادی و ناامیدکننده تبدیل شده است به نحوی که بسیاری از استفاده کنندگان اینترنت ناامید شده اند.

و آنگاه دولت ها


عدم توجه دولت ها باعث شده بود تا مدیریت اینترنت در دست مؤسسین آن باقی بماند. آنها با هماهنگی یکدیگر این موضوع را به ICANN سپردند و این موسسه غیرانتفاعی کارها را اداره می نمود ولی بالاخره زمان آن رسید که دولت ها پا پیش بگذارند. کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل معتقد است آینده اینترنت آنقدرها هم در دست کشورهای توسعه یافته نیست چراکه بازارهای آنها اشباع شده است. در این میان آینده وب در گرو رسیدن آن به میلیون ها انسانی است که در جهان در حال توسعه هستند و هنوز طعم انقلاب اطلاعاتی را نچشیده اند. این مسئله که از سوی دبیر کل مطرح می شود به عنوان زیربنای توجه کشورهای توسعه یافته نیز به حساب می آید زیرا آنها بخوبی می دانند که برای رونق یافتن محیط وب نیاز به دسترسی بازارهای جدید وجود دارد. ولی در عین حال این کشورها اعتماد کافی به مدیران فعلی ندارند.
عده ای از این کشورها همانند چین، ویتنام و کشورهای اسلامی نسبت به اشاعه فرهنگ غرب آن هم بدون هیچ قید و بندی معترض هستند و عده کثیر دیگری معتقدند هم اکنون اینترنت امنیت کافی برای حضور دولت ها را ندارد و در عین حال نتوانسته است اعتماد دول را جلب کند. این گروه از کشورها می گویند برای تضمین امنیت و جلب اعتماد، بخصوص برای کشورهای در حال توسعه نیاز مبرم به اعمال حاکمیت بین المللی بر اینترنت وجود دارد و بدون اعمال حقوق بین المللی بر آن این امر محال به نظر می رسد.
کشورهای در حال توسعه معتقدند اینترنت باید در دسترس همه مردم جهان باشد و نیازهای همه آنها را پاسخ گوید. لیکن این مسئله نمی تواند بدون یک نظارت بین المللی به انجام رسد. البته در این میان برخی معتقدند همانطور که اینترنت به شکل آزاد و باز شکل گرفت و از ابتدا تحت نفوذ دولت ها نبوده هم اکنون نیز نیازی به دخالت کشورها نیست لیکن این پاسخ از سوی دولت ها به چالش کشیده شده است. آنها در مقابل معتقدند هرچند عملکرد فنی و تخصصی اینترنت قابل قبول می باشد لیکن لازم است قانونگذاری مفصلی برای آن صورت گیرد. اینجا عده ای از کشورها همانند برزیل و چین گله مندی بیشتری از مدیریت فعلی داشته و معتقدند شیوه مدیریتی حاضر کاملاً به سود کشورهای توسعه یافته و به ضرر دول در حال توسعه می باشد و لازم است اصول مدیریتی آن نیز مورد توجه مجدد قرار گیرد. کشورهای در حال توسعه مسئله شکاف عمیق دیجیتال بین دول در حال توسعه و توسعه یافته را به عنوان دلیل اصلی خود به میدان می کشند و معتقدند عملکرد مدیران فعلی باعث بروز این شکاف شده است و در صورتی که مدیریت آن به یک سازمان بین المللی سپرده نشود مطمئناً این شکاف عمیق تر نیز خواهد شد.

چه باید کرد


امروزه از نظر فنی اینترنت به نقطه ای رسیده است که می تواند شبکه های جدیدی به نام Abilene را راه اندازی کند. دانشمندان از این شبکه ها به عنوان انقلابی جدید نام برده اند و گاه آن را با عنوان اینترنت 2 می خوانند. این شبکه های جدید قادرند با سرعت حدود هزار برابر سرعت فعلی اینترنت حرکت کنند. با این روش حتی حضور در جلسات نیز لزومی نخواهد داشت. طرح هایی مثل طرح سفارت خانه های مجازی نیز دیگر امکان ایجاد و راه اندازی بیشتری خواهند یافت.
این مسئله هرچند تحول عظیمی است ولی هنوز مشکلات عمده ای همانند Spamها حل نشده باقی مانده اند. چند سطر فوق شرح حالی است از اوضاع متخصصین رایانه ولی در سوی دیگر، متخصصین مشغول چانه زنی های شدیدی هستند تا همچنان مدیریت اینترنت را در دست خویش نگاه دارند. آنها به شدت می کوشند تا کشورهای در حال توسعه را از ادعاهای خویش برگردانند ولی این کشورها نیز همچنان معتقدند نظام کنونی به اندازه کافی آنها را در بر نمی گیرد. آنها مسئله بحران مشروعیت را تنها متوجه حاکمیت بر اینترنت نمی دانند زیرا عقیده دارند این مسئله از بحرانی ناشی می شود که در حاکمیت جهانی به وجود آمده است. بیانیه هزاره نیز که چند سال پیش آماده شده دقت در نقش ارتباطات و اطلاعات را به عنوان یکی از بندهای مهم خود مورد عنایت قرار داده است. همه کارشناسان بخوبی می دانند که ICT نقش تعیین كننده ای در توسعه پایدار هزاره جدید خواهد داشت و از این رو هیچ کس نمی خواهد در قبال آن کوتاهی کند. دولت ها به این نتیجه رسیده اند که نحوه عمل واحدی را برای رویارویی با این چالش ها به کار گیرند آنها با توسل به نیازهای مشترک خود حقوق بین الملل را انتخاب کرده اند. آنها بخوبی می دانند که هماهنگی در تدوین استانداردهای فنی برگ برنده ای است که می توانند در اختیار داشته باشند. دبیر کل سازمان ملل معتقد است بسیاری از آنچه هم اکنون در روی محیط وب قرار دارد با نیازهای اصلی مردم فاصله پیدا کرده است. این مسئله نیز می تواند دست‌آویز خوبی برای دولت ها به شمار رود.
هرچند کشورها از به ثمر رسیدن این حرکت خود اطمینان کافی ندارند ولی حاضر شده اند در قامت اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی به این ریسک بزرگ دست بزنند. البته نمایش آنها آنقدرها هم ناامیدانه نیست و آنها امیدواری هایی هم برای از بین بردن شکاف دیجیتالی حاضر در دل خود پرورانده اند. علی الخصوص آنها شاهد حمایت بیدریغ سازمان ملل نیز هستند. آنها توانسته اند رفته رفته برخی قله های دست نیافتنی را فتح نمایند. برای مثال هرچند در اجلاس ژنو 2003 تنها عده معدودی از کشورهای توسعه یافته شرکت کرده بودند ولی در اجلاس های بعدی که برای آماده شدن اجلاس تونس 2005 به اجرا درمی آید بسیاری از کشورهای توسعه یافته و از جمله ایالات متحده نیز شرکت کرده اند.
برای مدیریت بین المللی بر اینترنت پیش از این نیز طرح هایی مطرح شده بود. کشورهای توسعه یافته در قالب D8 یا كلوپ قدرتمندان طرحی را آماده کرده بودند. نیروی ضربت سازمان ملل نیز طرح هایی برای تکنولوژی های ارتباطی در دست تهیه داشت لیکن حرکت های جدید به نوعی تکمیل کننده همه آنها بشمار می روند از جهتی دیگر این مسئله حتی جنبه صرفاً تکنولوژیک نیز ندارد بلکه هم اکنون وقتی سخن از زیر ساخت های ICT به میان می آید موضوع حقوق بشر به عنوان یکی از پایه ای ترین مباحث مطرح می شود.
آنچه گذشت نشان می دهد دولتها از یک حالت بیطرفی که پیش از این داشته اند به حرکت درآمده و امروز به مرحله ای رسیده اند که قصد دارند خود رأساً مدیریت اینترنت را به انجام رسانند. لیکن توجه به این نکته حائز اهمیت است که با وجود مشکلات حاشیه ای و سوءاستفاده های فراوان، عملکرد فنی اینترنت قابل قبول و رو به جلو می باشد. اگر قرار باشد کشورها جایگزین مدیران فعلی شوند و نتوانند از پس این مدیریت برآیند مطمئناً وضعیت اسف باری ایجاد خواهد شد به همین منظور آنها قصد دارند مسئله را به تخصصی ترین سازمان بین المللی موجود در زمینه اطلاعات بسپارند. ITV در تهیه و تدارک WSIS نیز نقش ویژه ای داشته است.
در نهایت می توان مشاهده کرد که دولت ها وارد عرصه شده اند و قصد جدل دارند تا حقوق بین الملل را وارد عرصه ICT كنند. شاهد این مدعا حضور 200 مقام ارشد دولتی، بین المللی و غیردولتی در اجلاسWSIS ژنو می باشد که به نظر می رسد هرچه به اجلاس بعد در آبان 1384 نزدیک تر می شویم به این توجه افزوده می گردد.






 
 
بالای صفحه